جونقان(مهد راد مردان راست قامت )
بر زمین خدا آرام بگیر



ویران شود
چقدر سختی کشیدن اجداد ما.............
 
عکس
 



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393

انسان خوب هم هست نگران اولمه
تامین می کنه. مهم نيست كجاي اين كره خاكي هستيم, مهم اينكه انسانيت رو از ياد نبريم. — با ‏Nisar Mohammed Jan‎‏.
عکس: ‏در منطقه جنگ زده شهر حلب سوریه، این راننده آمبولانس با تهیه روزانه گوشت، غذای ١٥٠  گربه رها شده رو تامین می کنه. مهم نيست كجاي اين كره خاكي هستيم, مهم اينكه انسانيت رو از ياد نبريم.‏
 



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393

دانی که

 

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری   دانی که رسیدن هنر گام زمان است

 

 

[عکس: gh-love-n1223-7.gif]




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393

زود قضاوت نکن

زود قضاوت نكن




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393

وفادارم

در آغـــوش خودم هستـــم!



مـــن خودم را در آغوش گرفتـــه ام…!



نه چنـــدان با لطافت



نه چنـــدان با محبت



امـــا

 


وفـــادار….وفـــادار….




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

سخن بزرگان

اگر نمی توانیم همه ی رنجها را از بین ببریم، می توانیم برخی از آنها را از بین برده و برخی دیگر را آرامش بخشیم. زیگموند فروید

 

اگر كسی را دوست دارم باید به گونه ای، شایسته ی آن باشد. زیگموند فروید

 

مخالفت، به ناچار، دشمنی نیست، بلكه به عنوان بهانه ای برای دشمنی مورد سوء استفاده قرار می گیرد.زیگموند فروید

 

به جاست از سر حسرت آه بكشیم كه برخی با استعدادشان می توانند ژرفترین ادراك ها را از احساس های خویش بیرون آورند، حال آنكه افرادی مانند ما با تردید رنج آور و تلاش های مداوم می تواند به آن راه پیدا كند.  زیگموند فروید

 

ترس استثمارگران از قیام سركوب شدگان، آنها را به سمت اقدام های دوراندیشانه ی شدید سوق می دهد.زیگموند فروید

 

همه ی انسانها ارزش دوست داشتن ندارند.زیگموند فروید

 

موفقیت هیچ گاه حتمی نیست، بلكه به جمع شدن عوامل فراوان بستگی دارد و از همه بیشتر وابسته به سرشت روانی است كه كاركردش را با جهان بیرون هماهنگ سازد و از آن برای لذت جویی بهره گیرد.زیگموند فروید 

 

همان گونه كه یك تاجر هوشیار از به كار انداختن سرمایه اش در یك جا پرهیز می كند، مصلحت زندگی حكم می كند كه آدمی چشم داشت همه ی رضایت خویش را از یك گرایش نداشته باشد.  زیگموند فروید

 

خانه، بدلی برای بطن مادر؛ مسكنی كه زمانی برای انسان امن ترین و آسایش بخش ترین مكان بوده است و برای همیشه آرزوی آن را دارد.  زیگموند فروید

 

كسی كه اهل عمل باشد، از جهان بیرون، كه نیروی خود را با آن می آزماید، دست نمی كشد.زیگموند فروید

 

قاعده ای وجود ندارد كه به كار همه بخورد؛ هر كس باید خود راهی بیابد كه او را نجات دهد.زیگموند فروید  

 

فایده ی زیبایی روشن نیست. ضرورت فرهنگی آن را نمی توان به آشكارا درك كرد. با وجود این، تمدن نمی تواند از آن چشم پوشی كند.زیگموند فروید

 

لذت بردن از زیبایی، ماهیت احساسی خاص، ملایم و سرمست كننده ای دارد.  زیگموند فروید

 

هیچ گاه در برابر رنج، بی شرم تر از زمانی كه عشق می ورزیم و هیچ گاه ناكام تر از زمانی كه ابژه ی عشق را از دست می دهیم نیستیم.  زیگموند فروید

 

آدمی به كار كمتر گرایش دارد تا به امكانات دیگر خشنود شدن. بیشتر انسانها به اجبار كار می كنند و این فرار طبیعی از كار موجب پیچیده ترین دشواری های اجتماعی می شود. زیگموند فروید

 

هر كس كه از هنر تاثیر پذیرفته باشد می داند كه ارزش هنر به مثابه ی سرچشمه ی لذت و تسلی خاطر در زندگانی حدی ندارد.  زیگموند فروید

 

پس از بیراهه های دراز از طریق علوم پزشكی و روان درمانی، دلبستگی من به مسائل فرهنگی بازگشت كه در زمان نوجوانیم - كه تفكر در من هنوز چنان بیدار نشده بود - مرا به سوی خود می كشاند. زیگموند فروید

 

دانش باید توهم های متافیزیكی، پیشداوری ها و خرافه ها را پشت سر بگذارد، اما مفهوم عقلانیت (یعنی حقیقت، آزادی و عدالت) را به عنوان سنت از نسلی به نسلی منتقل كند.  زیگموند فروید

 

عدالت از لوازم تمدن است، یعنی این ضمانت كه نظام حقوقی استقرار یافته، از این پس به سود فرد شكسته نشود.زیگموند فروید

 

زندگی جمعی انسان تنها زمانی امكان پذیر می شود كه افراد زیادی گرد هم آیند كه از یكایك افراد جمع، نیرومندتر و در برابر فرد، یكپارچه باشند.زیگموند فروید

 

دگرگونی روح، روندی تكاملی است.زیگموند فروید

 

انسانها اكنون در چیرگی بر طبیعت تا جایی پیش رفته اند كه می توانند به كمك آن، یكدیگر را تا آخرین نفر نابود كنند.زیگموند فروید

 

ما به طنز نیازمندیم، زیرا هرچه بزرگتر می شویم این آمادگی را پیدا می كنیم كه افرادی ترشروی و غمگین شویم، اما بچه ها به راحتی می خندند.  زیگموند فروید

 

لطیفه ها در حقیقت به این دلیل ساخته می شوند كه مایه ی شادی دیگران گردند و چیزی را كه پیش تر پنهان بود- یا ابراز نگردیده- بیرون بیاورند.  زیگموند فروید

 

زیبایی كه حاضر نیستیم آن را از خواسته های تمدن حذف كنیم، نمونه ای است برای نشان دادن اینكه هدف تمدن، تنها سود بردن نیست. زیگموند فروید

 

نهفته ترین اسرار ذهن چیزی است كه می توان آن را به هشیاری در آورد.زیگموند فروید

 

نظم، نوعی اجبار در تكرار است كه وقتی برقرار شد، مشخص می كند كه یك كار، كی، كجا و چگونه انجام شود و با این روش، آدمی را از درنگ و تردید در تكرار موارد مشابه به دور می دارد. زیگموند فروید 

 

فایده ی نظم، انكار ناشدنی است، زیرا بهترین امكان بهره گیری از مكان و زمان را به انسان می دهد و در ضمن، نیروهای روانی او را پاس می دارد.  زیگموند فروید

 

تسلط بر طبیعت تنها شرط نیك بختی انسان نیست، چنان كه تنها هدف كوشش های تمدن هم نیست، اما نمی توان بی ارزش بودن پیشرفت های تمدن را از آن نتیجه گرفت.  زیگموند فروید

 

عواطف و هیجانها مجموعه ای گسترده از دریافت های حسی ما می باشد كه در شرایطی خاص، آن را تجربه می كنیم و در فرایند رفتاری ما تاثیر بسزایی دارند.  زیگموند فروید

 

"تمدن" به مجموعه ی دستاوردها و نهادهایی گفته می شود كه زندگی ما را از زندگی حیوانی پیشینیان دور می كند و دو هدف دارد: یكی نگاهبانی از انسان در برابر طبیعت و دیگری تنظیم روابط بین انسانها.زیگموند فروید  

 

زمانی دراز نگرانیم كه چگونه زنده بمانیم، سپس خود را دل مشغول چگونه نمردن می كنیم؛ این است تمایز هوشمندانه.زیگموند فروید

 

پرسشی كه هرگز بدان پاسخ داده نشده است و خود من نیز با وجود سی سال پژوهش و مطالعه برای آن پاسخی نیافته ام این است كه «خواسته ی زنان چیست؟»زیگموند فروید

 

آدم اكراه دارد كه بگوید نیت «شاد بودن انسان» در برنامه «آفرینش» جایی نداشته است. زیگموند فروید

 

ناخودآگاه هریك از ما به نامیرایی خود یقین دارد.زیگموند فروید

 

از انسان متمدن می خواهیم كه هر جا در طبیعت با زیبایی روبرو می شود، به آن احترام بگذارد و تا آنجا كه دستانش توانایی كار داشته باشند، آن را در آفرینش اشیاء به كار گیرد.زیگموند فروید

 

بیشتر مردم علاقه چندانی به آزادی ندارند، چون آزادی مستلزم و در بر گیرنده ی مسئولیت است و بیشتر مردم از مسئولیت واهمه دارند. زیگموند فروید

وبلاگ جملات حکیمانه




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393

ویران شود

 

ای وای از آن شهر که دیوانه ندارد



صد عقل به مسجد شد و خمخانه ندارد

 



در حسرت یک نعره ی مستانه بمردیم



ویران شود این شهر که میخانه ندارد

 



درخویش تپیدیم ولی داد فزون شد



بیداد ز دادی که غم خانه ندارد

 



دیوانه ترین مردم شهرم ، توکجایی؟



تا فاش بگویم چوتو افسانه ندارد

 



گیسوی بلندت همه شب ماه نهان کرد



آن مو که تورا هست دمی شانه ندارد؟

 



نغزی به مثل گفت همان طره ی زلفت



گر روز شود شمع تو پروانه ندارد

 



ما دلشدگان خیل اسیران شماییم


این خیل دریغ از تن و کاشانه ندارد

 



چون باز کنی پرده ز رخسار بگویی:



این دام پر از صید چرا دانه ندارد






نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393

برای مادرم
http://uploadax.com/images/01182170376312766929.jpg

 

دنيا ارزش پا كوبيدن به شكمت را نداشت

 

ببخش مرا مادر . .

 




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393

روحم درد میکند همتبار
 

  همه زندگيم " درد" است؛ درد...

   نمي دانم عظمت  اين كلمه را درك مي كني يا نه؟

  وقتي مي گويم درد،

  تو به دردي فكر نكن كه جسم انسان ممكن است از يك بيماري شديد بكشد...

  نه؛ روحم درد مي كند...




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393

چراهای جونقان
سلام بر کاربران عزیز! روزهای خوبی برایتان آرزو می کنم.میخام یک محیط پرسش و

 

پاسخ راه بیندازم و با هم اندیشی هم به نتیجه ای برسیم.

 

اولین سوال من این است: چرا جونقان بعنوان یک شهر تاریخی و کهن و دارای

 

شناسنامه ای پر از هیجانات تاریخی و .... امامزاده ندارد؟؟؟؟ در

 

صورتی که هر روستایاشهردراین استان یاسراسر

 

ایران بروید دست کم قدمگاه و امامزاده ای هست!!!!!

 

جوابهای خود را یا در قسمت نظرات همین پست

 

یا ایمیلm_asal88@yahoo.comبفرستید.

 

در دادن جواب هیچ ترتیبی و آدابی مجو؛ هر چه

 

میخواهد دل تنگت بگو..........

 

جواب این سوال مطمئنا قسمتی از تاریخ و نیز

 

روانشناختی تاریخی شهر عزیزمان خواهد بود.




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393

اولویت
هيچکس سرش آنقدر شلوغ نيست که زمان از دستش در برود و

 

                       تو را از ياد ببرد


همه چيز برميگردد به اولويت هاي ذهن آن آدم

 

اگر کسي، به هر دليلي، تو را از ياد برد، فقط يک دليل دارد

 

"تو جزء اولويت هايش نيستي "




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393

چند وقتی ست........
چند وقتی ست دنبال تولد خودم هستم و بزودی مثل ققنوسی به دنیا خواهم

 

آمد.......چه باک؟؟؟ من دنبال چیزی هستم که برای اکثریت جنون است و برای

 

خودم نور ................و این است تفاوت.....................بقول همتبارم:

 

زیر و زبر اگر نکنی خاک خصم را           ای چرخ! زیر و روی تو زیر و زبر کنم

 

جایی است آرزویم اگر من به آن رسم          از روی نعش لشکر دشمن، گذر کنم

 

بد هرچه می کنی، بکن ای دشمن قوی          من نیز اگر قوی شدم از تو بتر کنم

 

من آن نی ام به مرگ طبیعی شوم هلاک      وین کاسه خون به بستر راحت، هدر کنم

 

 

خیلی دلتنگم.......تاکسی ام گیر نمیاد.

 




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393

مادرم
مادرم، پیامبری بود، با زنبیلی پر از معجزه...

یادم نمی رود،
در اولین سوزِ زمستانی
النگویش را، به بخاری تبدیل کرد...!
عکس: ‏مادرم، پیامبری بود، با زنبیلی پر از معجزه...

یادم نمی رود، 
در اولین سوزِ زمستانی
النگویش را، به بخاری تبدیل کرد...!‏
 



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393

فکر و لباس
از لباس کهنه ات خجالت نکش ، از افکار کهنه ات خجالت بکش

انیشتن
عکس: ‏از لباس کهنه ات خجالت نکش ، از افکار کهنه ات خجالت بکش

انیشتن‏
 



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

شیطان و انسان
خدا مرا از بهشت راند
از زمین ترساند
شما مرا از زمین راندید
از خدا ترساندید
من اینک در کنار شیطان آرام گرفته ام
که نه مرا از خویش می راند...
و نه از هیچ می ترساند…

- شاملو
ادامه ...
عکس: ‏خدا مرا از بهشت راند
از زمین ترساند
شما مرا از زمین راندید
از خدا ترساندید
من اینک در کنار شیطان آرام گرفته ام
که نه مرا از خویش می راند
و نه از هیچ می ترساند…

- شاملو‏



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

خوشبختی
سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند. سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد و به هر یک از حاضرین بادکنکی داد و تقاضا کرد با ماژیک روی آن اسم خود را بنویسند. بعد، آنها را جمع کرد و در اطاقی دیگر نهاد.

حال، از حاضرین خواست... که به اطاق دیگر بروند و هر یک بادکنکی را که نامش روی آن بود بیابد. همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را بیابند. همه دیوانه‌وار به جستجو پرداختند؛ یکدیگر را هُل می‌دادند؛ به یکدیگر برخورد میکردند و هرج و مرجی راه انداخته بودند که حدّی نداشت.

مهلت به پایان رسید و هیچکس نتوانست بادکنک خود را بیابد. بعد، از همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را اتفاقی بردارد و آن را به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده است. در کمتر از پنج دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.

سخنران ادامه داده گفت:
"همین اتّفاق در زندگی ما می‌افتد. همه دیوانه‌وار و آسیمه‌سر در جستجوی سعادت خویش به این سوی و آن سوی چنگ می‌اندازیم و نمی‌دانیم سعادت ما در کجا واقع شده است. سعادت ما در سعادت و مسرّت دیگران است. به یک دست سعادت آنها را به آنها بدهید و سعادت خود را از دست دیگر بگیرید.



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393

قضاوت
  1. عکس
     
    • ‏‎



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393

ما گر

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی


ما را ز سر بریده می ترسانی

 


ما گر زسر بریده می ترسیدیم


در محفل عاشقان نمی رقصیدیم



در محفل عاشقان خوشا رقصیدن


دامن زبساط عافیت برچیدن

 


در دست سر بریدهٔ خود بردن


در یک یک کوچه کوچه‌ها گردیدن

 




هرجا که نگاه می کنم خونین است


از خون پرنده ای گلی رنگین است

 


در ماتم گل پرنده می موید و گل


از داغ دل پرنده داغ آجین است

 


فانوس هزار شعله اما در باد


می سوزد و سرخوش است و چین واچین است

 


یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی


از عشـق هر آنچه می رسد شیرین است

 



در آتش و خون پرنده پر خواهد زد


بر بام بلند خانه پر خواهد زد

 


امشب که دوباره ماه بالا آمد


می آید و باد پشت در خواهد زد

 

 


یک ساقهٔ سـبـز در دلم خواهد کاشت


مهتاب بر آن شبنم تر خواهد زد

 

 


صد جنگل صبح در هوا می شکفد


خورشید به شاخه‌ها شرر خواهد زد

 



سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی


مارا ز سر بریده می ترسانی

 


ما گر زسر بریده می ترسیدیم


در محفل عاشقان نمی رقصیدیم....




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : دوشنبه نهم تیر 1393

با دقت بخوان و فکر کن.............فکر کن
محققان اعلام کردند حیات زمین هر ۲۷ میلیون سال در معرض خطر انقراض کلی قرار

می گیرد و زمین تا دور بعدی چنین فاجعه ای ۱۷ میلیون سال دیگر زمان دارد.


به گزارش خبرگزاری مهر، “آدریان ملوت” فیزیک اخترشناس دانشگاه کانزاس و

“ریچارد بمبچ” سیاره شناس موسسه اسمیتسونیان می گویند حداقل برای ۵۰۰

میلیون سال گذشته هر ۲۷ میلیون سال یکبار انقراض کلی بر روی زمین رخ داده

است.انقراضهای دوره ای کلی از گذشته نیز به اثبات رسیده بودند و اعلام شده بود

این انقراضهای دوره ای به دلیل حضور جرمی بزرگ و تیره رنگ در همسایگی

خورشید که هر ۲۷ میلیون سال یکبار مدار آن را کامل کرده و هر بار بارانی از

شهابسنگها را به خارج از ابرهای “اورت” در حاشیه منظومه خورشیدی حرکت داده و

آنها را به زمین می کوباند رخ می دهند. این قمر فرضی و تاریک “نمسیس” یا الهه

انتقام نام گرفته است.ا ترتیب انقراضهای صورت گرفته و مقیاسهای زمانی این

رویدادها که طی ۵۰۰ میلیون سال گذشته وجود داشته و مورد مطالعه دانشمندان

قرار گرفته اند، فرضیه موجود را رد می کند.این به آن دلیل است که خورشید در ۵۰۰

میلیون سال گذشته برخوردهای نزدیکی با ستاره های مختلف داشته است. کشش

گرانشی این ستاره ها بر روی مدار نمسیس تاثیر گذاشته و تداوم و ترتیب ۲۷

میلیون ساله آن را تغییر داده است. نقطه اوج این دوره ها نیز به آرامی و تا ۲۰ درصد

تغییر کرده است به طوری که گاه در یک دوره دو نقطه اوج یا بیشتر مشاهده شده

است. به گفته محققان در حال حاضر اطلاعات فسیلی که فرضیه نمسیس را خلق

کرده بودند نیز اکنون در برابر آن به مخالفت برخاسته اند.در نتیجه فرضیه جدید بر این

است که در واقع یک جرم کیهانی پنهانی عامل این انقراضهای دوره ای نیست بلکه

از آنجایی که احتمال ادامه توالی منظم چنین پدیده ای در فضا بسیار کم است،

چیزی نزدیکتر به سیاره زمین عامل وقوع این رویدادها است.دامنه انقراض از بلایای

طبیعی عظیم که منجر به نابودی اکثریت گونه های زیستی بر روی زمین می شود تا

حوادث کوچک که منجر به انقراض ۱۰ درصد از گونه های زیستی خواهد شد، بوده و

در حالی که چنین رویدادهایی هر ۲۷ میلیون سال یکبار رخ می دهند، قبل از ۱۰

میلیون سال پایانی یا آغازین وقوع فاجعه جدید، هیچ نشانه ای از خود نمایان نمی

کنند.بر اساس گزارش تلگراف، با این همه در حال حاضر نگرانی وجود ندارد زیرا

آخرین انقراض کلی بر روی زمین در حدود ۱۰ میلیون سال پیش رخ داده و هنوز برای

بررسی آنچه در انتظار زمین نشسته ۱۷میلیون سال دیگر فرصت باقی مانده است.

نتایج پژوهشهای دانشمندان بین المللی نشان می دهد که اولین انسانها  ۷۸۰

هزار سال قبل قدم به مناطق شمالی اروپا گذاشتند. به گزارش خبرگزاری مهر،

محققان موزه تاریخ طبیعی لندن با همکاری دانشگاهها و موزه هایی در هلند و

استرالیا نشان دادند که گونه انسان در دوره “پلیستوسن پیشین” و حدود ۱۰۰ هزار

سال پیش از آنچه که تاکنون تصور می شد قدم به شمال اروپا گذاشته است.نتایج

این کشف به طور ریشه ای فرضیه هایی را که تاکنون در خصوص زمان خروج انسان

از آفریقا ارائه شده بود تغییر می دهد.این دانشمندان ۷۸ کار دست شامل تبر و آثار

سنگ تراشی را از رسوبات رودخانه ای در سایت دیرینه شناسی “هپیسبورگ” در

کرانه شمال شرقی نورفوک انگلیس استخراج کردند و متوجه تفاوتهای موجود در این

آثار دستی شدند.براساس گزارش نیچر، برپایه بررسی خاصیت مغناطیسی سفت

شدگی این بقایا و شواهد چینه شناسی زیستی (فسیلهای گیاهی و جانوری

کشف شده در میان لایه های زمین) این دانشمندان قدمت این آثار کار دست انسان

را بین یک میلیون تا ۷۸۰ هزار سال قبل تخمین زدند.




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393

من عقابم
همچو دود ای آسمان تا کی به خود پیچانی ام؟

 

 

      ای همه سازتو بی قانون از چه می رقصانی ام؟

 

 

 

چون نهالی بودم ؛ از بادت نلرزیدم چو بید

 

 

          حال  گشتم سرو آزاد از چه می ترسانی ام؟

 

 

 

آتشم زن یک شبه خاکسترم کن ای فلک

 

 

             تا نهی هر شب تو؛داغ تازه بر پیشانی ام

 

 

 

 

من عقاب تیز چنگ آسمانم ای فلک

 

 

              کی توانی هم قفس با طوطیان گردانیم؟؟

 

 




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه بیست و چهارم خرداد 1393

اس

 

 

به تصویری از آس دل را سپردی

                                                           به رغم زرنگیت ؛اما؛ نبردی

 

فقط لحظه ای روبرویت نشستم

                                                که آن لحظه را خوش ؛ غنیمت شمردی

 

هدف مرگ احساس من بود؛اما

                                                        به آئینه شلیک کردی؛ تو مردی

 

 

چه دیدی که تا مرز بیگانگی ها

                                                   دویدی و اندیشه ات را نبردی؟؟؟؟

 

زبان تو را پاک عوض کرده دنیا

                                                   شده لهجه ات بین ترکی و کردی

 

نشد درس عبرت برای تو آدم؟؟

                                                دوباره چرا سیب ممنوعه خوردی؟؟       




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393

‏شکری که تو بکنی.....................

 

عکس
 



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد 1393

 

  1.  
    فقط نژاد پرستنان کوتاه فکرند.
    همه ی اقوام ایرانی با هم برابر هستند
    و آن نژاد پرست است که کوته فکر و پست است...
    اگر قبول دارید لایک کنید و به اشتراک بگذارید!
    عکس: ‏همه ی اقوام ایرانی با هم برابر هستند
و آن نژاد پرست است که کوته فکر و پست است...
اگر قبول دارید لایک کنید و به اشتراک بگذارید!‏



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد 1393

زندان
 

به ملاقاتت که آمدیم


تو را برده بودند


و بادبادکی سرگردان


داشت توی هوا می چرخید


بعدها


مردم ِ آن اطراف می گفتند


زندان را

 

در حال پرواز دیده اند

 

با دنباله های زنجیری اش.




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد 1393

زندگی اینه؟؟؟؟

اين چه زندگی شد ؟



بچه گی = نفهمی



خردسالی = دبستان

 


نوجوانی = راهنمايی



جوانی = دبيرستان

 


جوانی ver2 = دانشگاه



جوانی full ver = سربازی و ازدواج

 


ميانسالی = کار



پيری = کار



پيری ver2 = مرگ !




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه دهم خرداد 1393

آب مروارید
 

 

اشک‌هاي مادرم...مرواريد شده است

 

 

 

در صدف چشمانش ؛دکترها اسمش را

 

 

 

گذاشته‌اند آب مرواريد!

 

 




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393

برای چشمان کم فروغ مادرم
این روزها چشمان مادرم..........

 

برای چشمانش چه بنویسم خدایا؟؟؟؟

سرم را نه ظلم مي تواند خم کند،

 

نه مرگ،نه ترس،سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم مي شود مادرم؛

 

مادر يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري!

 

مادر يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي!

 

مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري!

 

مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد!

 

مادر يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود!

 

مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن....

 




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393

خدایا

normal_Avazak_ir-Space7

خواسته ام در این جایگاه، یعنی جایگاه بنده فقیر ناامید،

آن است که:

گناهان گذشته ام را بیامرزی

و در باقیمانده عمرم،مرا از گناه باز داری …




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393

چه کس
چه کسي گفت: «خداوند شبان همه

 

 

است

 

 

 


و برادرها را تا ته درۀ سبز رهنمون

 

 

خواهد بود.»

 

 

 

 

 

من شبان رمۀ خود بودم

 

 

 

و کسي آن بالا

 

 

 

خود شبان من معصوم نبود.

 

 

غفلت من رمه را از کف داد

 

 

 

غفلت او شايد

 

 

هم از ايندست مرا

 

 

هم از ايندست تو را

 

 

رمه را

 

 

همه را . . .




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393

داستان واقعی محدودیت

روزی دانشمند ی آکواریوم شیشه ای ساخت و آن را با یک دیوار شیشه ای,دو

قسمت کرد ,در یک قسمت ,یک ماهی بزرگ تر انداخت و در قسمت دیگر ,ماهی

کوچکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگ بود.ماهی کوچک ,تنها غذای ماهی

بزرگ بود و دانشمند به آن ,غذای دیگری نمی داد .او برای خوردن ماهی کوچک

,بارها به طرفش حمله می کرد اما هر بار به یک دیوار نامرئی می خورد همان دیوار

شیشه ای که آن را از غذای مود علاقه  اش جدا می کرد .سرانجام پس از مدتی ,

از حمله به ماهی کوچک منصرف شد چرا که باور کرده بود که رفتن به آن طرف

آکواریوم و خوردن ماهی کوچک ,کار غیره ممکن است .دانشمند,شیشه ی وسط را

بر داشت و راه ماهی بزرگ را باز کرد اما ماهی بزرگ ,هرگز به سمت ماهی کوچک

حمله نکرد و قدم به سمت دیگر آکواریوم نگذاشت .آن دیوار شیشه ای دیگر وجود

نداشت اما ماهی بزرگ درذهن اش ,یک دیوار شیشه ای ساخته بود یک دیوار که

شکستن اش از شکستن هردیوار واقعی سخت تر بود .آن دیوار باور خودش بود

,باورش به محدودیت .ما انسانها اگرخوب دراعتقاداتمان جست و جو کنیم ,دیوار

شیشه ای زیادی می یابیم که نتیجه مشاهده و تجربیاتمان است و خیلی های

شان هم در بیرون نیست وفقط در ذهن خودمان وجود دارد.در واقع هر فردی خود را

ارزیابی می کند و این برآورده مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد .شما

نمی توانید بیش از آن چیزی شوید که باور دارید هستید اما بیش از آن چه را باور

دارید را می توانید انجام دهید




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393


.:: This Template By : temkade.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به جونقان(مهد راد مردان راست قامت ) مي باشد.