X
تبلیغات
جونقان(مهد راد مردان راست قامت )
بر زمین خدا آرام بگیر



خدایا
سلام. دیدن این صحنه ها هم غرور ما رو کم میکند و


هم  حس سپاسگزای ما رو تحریک......


زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا



زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا
حضور میترا فرازنده معلول هنرمند در عروسی بستگان
زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

زندگی باید کرد+عکس وتصاویر فوق العاده زیبا

 





نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : دوشنبه یکم اردیبهشت 1393

زندان كجاست؟

زندانی می خندید

نمیدانم شاید به

زندانی بودن خودش می خندید

و شاید به زندانی بودن ما

راستی...زندان کدام سمت میله هاست؟

"ارنستو چه گوارا"




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه سی ام فروردین 1393

روز مادر مبارك

   بياد مادر؛تنديس ايثار و محبت





مادر که کسی به فکر فردایش نیست



                       یک ذره امید توی رویایش نیست







هر روز نگاه می کنم ، جز زیلو



                   یک تکه بهشت ؛زیر پاهایش نیست






نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393

قصارگونه های جالب
لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره میشود میتواند لشکر شیران   


که توسط یک گوسفند اداره میشود را شکست دهد.



برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی است.لازم نیست آن را در قلبش


فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی. پرهایش را بزن ... خاطره پریدن


با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره‌ها پرت کند.



هیچ‌کس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد؛ و هیچ

کس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.




بمانیم تا کاری کنیم نه اینکه کاری کنیم تا بمانیم.


نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

خیانت به روح

وقتی کسی را دوست نداری و تظاهر به علاقه


می کنی ؛با لبخند با او روی یک میز می نشینی


و چای می نوشی هرگز تعریف شرافتمندانه ای


               از عشق و انسان نیاموخته ای


و بدان که:


       تو به روح خودت خیانت می کنی




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393

مطالب جالب
راه فرار از ضیق معیشت

یکی از مشکلاتی که مردم در این دوره و زمانه همیشه نسبت به آن گله دارند تنگی معیشت است. دعای مورد علاقه مردم این روزگار هم بیش و حتی پیش از سلامتی گشایش در رزق و روزی است. اما آیا قرآن کریم در این رابطه راهکاری هم ارائه نموده است یا خیر؟در آیه 124 سوره مبارکه طه می خوانیم:«و هر کس از یاد من روى‏گردان شود زندگى تنگ (و سختى) خواهد داشت، و روز قیامت او را نابینا محشور مى‏کنیم.» گاه مى‏شود درهاى زندگى به روى انسان به کلى بسته مى‏شود و دست به هر کارى میزند با درهاى بسته رو به رو مى‏گردد، و گاهى به عکس به هر جا روى مى‏آورد خود را در برابر درهاى گشوده مى‏بیند، مقدمات هر کار فراهم است و بن‏بست و گرهى در برابر او نیست، از این حال تعبیر به وسعت زندگى و از اولى به ضیق یا تنگى معیشت تعبیر مى‏شود، منظور از" معیشت ضنک" در آیه نیز همین است. گاهى تنگى معیشت به خاطر این نیست که درآمد کمى دارد، اى بسا پول و درآمدش هنگفت است، ولى بخل و حرص و آز زندگى را بر او تنگ مى‏کند نه تنها میل ندارد در خانه‏اش باز باشد و دیگران از زندگى او استفاده کنند، بلکه گویى نمى‏خواهد آن را به روى خویش بگشاید، به فرموده على (ع) "همچون فقیران زندگى مى‏کند و همانند اغنیاء و ثروتمندان حساب پس مى‏دهد"! اما به راستى چرا انسان گرفتار این تنگناها مى‏شود، قرآن مى‏گوید: عامل اصلیش اعراض از یاد حق است. در روایات اسلامى مى‏خوانیم از امام صادق (ع) پرسیدند منظور از آیه مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً چیست؟ فرمود: اعراض از ولایت امیر مؤمنان (ع) است." آن کس که الگوى خود را از زندگى على (ع) بگیرد همان ابرمردى که تمام دنیا در نظرش از یک برگ درخت کم ارزشتر بود آن چنان به خدا دل ببندد که جهان در نظرش کوچک گردد، او هر کس باشد، زندگى گشاده و وسیعى خواهد داشت، اما آنها که این الگوها را فراموش کنند در هر شرائط گرفتار معیشت ضنک هستند.

بدترین مردم کیست؟

یکی از مباحث اخلاقی که بررسی آن می‌تواند از تنش‌های موجود در جامعه تا حد بسیاری بکاهد، موضوع عفو و بخشش بویژه در زندگی اجتماعی است.عفو در منابع علم اخلاق به ویژه آیات و روایات به معنی در گذشتن و بخشودن در هنگام قدرت، بدون سرزنش شخص خاطی و احسان نمودن در حق اوست.در روایات وارد شده از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) از صفت عفو با عناوین بهترین خوی در دنیا و آخرت، بزرگترین فضیلت، ارزشمندترین خصلت و... یاد شده است.پیامبر اکرم (ص) گفت: هر کس از خطاها درگذرد، خدایش از او درگذرد و هر کس گذشت کند خدا نیز از او گذشت کند.امام علی (ع) فرمودند: بدترین مردم کسی است که خطای دیگران را نبخشد و عیب را نپوشاند.امام رضا (ع) درباره آیه «پس گذشت کن گذشتی زیبا...» فرمودند: مقصود، گذشت بدون مجازات و تندی و سرزنش است.پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: از یکدیگر گذشت کنید، تا کینه‏‌های میان شما از بین برود.امام حسین (ع) می‌فرماید: با گذشت‏‌ترین مردم، کسی است که در زمان قدرت داشتن، گذشت کند.امام علی (ع) فرمودند: گذشت، اُوج بزرگواری‌هاست.

احکام تسبیحات حضرت زهرا(س)

با فضیلت ترین تعقیبات بعد از نماز(حتی نماز غیر واجب) تسبیحات حضرت زهراء سلام الله علیها است که سی و چهار مرتبه "الله اکبر" و سی و سه مرتبه "الحمد الله" و سی و سه مرتبه "سبحان الله" است. مستحب است بعد از نماز قبل از اینکه پاها را حرکت دهد، تسبیحات را بخواند. خواندن تسبیحات مزبور حتی اگر به عنوان تعقیب هم نباشد مستحب است مخصوصا هنگام خواب. مستحب است انسان به فرزندانش نیز سفارش کند تسبیحات مزبور را یاد بگیرند و بخوانند همان طور که سفارش می کند نماز را یاد بگیرند. مستحب است تسبیحات مزبور را پشت سر هم بگوید و وسط آن حرف دیگری نزند.امام صادق (علیه السلام) تسبیح حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را متصلاً انجام می‌داد و آن را با چیز دیگری قطع نمی‌کرد. اگر در تعداد هر کدام از اذکار شک کرد مادامی که از محل آن نگذشته است بنا بر کمتر می گذارد و ادامه می دهد و اگر از محل گذشته به شک خود اعتنا نمی کند و بنابر صحیح گفتن می گذارد. هر کدام از اذکار را زیاده بر تعداد گفته باشد از تعداد زیادی دست می کشد و به طور صحیح می خواند و نیازی به از سر گرفتن تسبیح نیست.

واسطه فیض این عالم

آیت الله مظاهری در درس اخلاق خود گفت: بر اساس روایات فراوان و نیز طبق تصریح زیارت جامعه که بهترین و صحیح ترینِ زیارات است، واسطه فیض عالم، امام زمان(عج) هستند. گرچه همه چهارده معصوم(ع) واسطه فیض‌اند، اما در زمان ما، واسطه فیض عالم، امام زمان(عج) هستند.یکی از علمای بزرگ، در زمان قدیم در تخت فولاد خدمت امام زمان«ارواحنا‌فداه» رسیده بود و از آن حضرت درخواست «علم اکسیر»کرده بود.در حالی که یاد گرفتن علوم غریبه حرام است و گفت و شنود و تعلیم و تعلّمش نیز حرام است. آن حضرت به او فرموده بودند: علوم غریبه به تو چه ربطی دارد؟ من به جای آن ختمی به تو یاد می‌دهم که بهتر از اکسیر است. بعد فرموده بودند: به پنج تن و امام زمان«ارواحنا‌فداه»توسّل پیدا کن و در توسّل‌هایت بگو: «یامحمدیا علی یا فاطمه یا حسن یاحسین، ‌یا صاحب الزمان ادرکنی و لا تهلکنی».آن عالم نقل می‌کند: وقتی حضرت فرمودند:«ادرکنی»، به ذهنم خطور کرد که باید بفرمایند:«ادرکونی»، یعنی برای درخواست کمک از پنج نور مقدّس، باید فعل جمع به کار ببریم، پس چرا ایشان فعل مفرد به کار برده و می‌فرمایند: «ادرکنی و لاتهلکنی»؟! وقتی چنین تصوّری کردم، امام زمان«ارواحنا‌فداه» تبسّم کردند و فرمودند: همین است که گفتم. برای اینکه واسطه فیض این عالم، فعلاً من هستم.

حکایت چرب کردن سبیل

دورۀ صفویه و قاجاریه بازار سبیل در میان مردم رونق بسیار داشت و پادشاهان آن دوران از جمله خود شاه عباس سبیل های چخماقی و کلفت می گذاشتند و همۀ حاکمان و قزلباش ها و افراد وابسته به دستگاه سلطنت نیز برای جلب نظر و حمایت سلطان و حاکمان و رسیدن به مقاصد خود از آنان پی روی می کردند و صاحب سبیل های از بناگوش در رفته بودند.آنان ناگزیر بودند همه روزه چند بار به نظافت و آرایش سبیل خود بپردازند و آن را با روغن مخصوصی چرب کرده و مالش دهند تا هم شفاف شود و هم به علت چسبندگی روغن رو به بالا حالت بگیرد و اگر در این کار کوتاهی می کردند، سبیل هایشان آویزان می شد و آن هیبت و زیبایی را که نظر دیگران را به خود جلب می کرد، از دست می داد.آن کسانی که توانایی مالی کافی نداشتند، خود به چرب کردن سبیل های خود می پرداختند، لیکن سران و ثروتمندان، به هنگامی که مهمانی رسمی داشتند و یا می خواستند به مهمانی بروند، کسانی را برای چرب کردن سبیل خود در استخدام داشتند که در این هنگام دست به کار می شدند و با روغنی مخصوص سبیل های آنان را جلا و زیبایی می دادند.این مستخدمان اگر به خوبی از عهدۀ چرب کردن و جلا دادن سبیل اربابان خود بر می آمدند موجب خوشنودی و خرسندی بسیار آنان می شدند و در این هنگام هر چه می خواستند از آنان طلب می کردند که بی درنگ برآورده می شد.عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من می نویسد که مظفرالدین شاه نیز در سفر اروپا مردی به نام ابوالقاسم خان را همراه خود برده بود که در مواقع معین سبیل او را چرب می کرد و جلا می داد. هنگامی که سبیل شاه چرب می شد و از زیبایی و ابهت آن شاد می شد و سر حال می آمد، چرب کنندۀ سبیل و اطرافیان شاه موقع را مغتنم شمرده و هر تقاضایی داشتند می نمودند، زیرا می دانستند که او سر کیف است و حتماً تقاضاهایشان را بر خواهد آورد و بدین ترتیب عبارت “سبیل کسی را چرب کردن” در آن دوره به معنی اخاذی کردن و گرفتن چیزی از صاحب سبیل فهمیده می شد و به عنوان اصطلاح در میان مردم رایج و مرسوم شد.

خاطره یک پزشک

یکی از پزشکی مشهور تهارن نقل می‏کند:روزی در مطب نشسته بودم، خانمی به اتفاق فرزندش به من مراجعه کردند.پس از معاینه، قیافه ی فرزند مرا به فکر فرو برد.خیلی به مقام معظم رهبری شباهت داشت.نام و فامیل وی را پرسیدم. چون پاسخ شنیدم، از آن خانم سوال کردم:
آیا شما با آیت ا… خامنه ای نسبتی دارید؟گفت: بله! اما شما به کسی نگویید من همسر ایشان هستم!

تاثیر منفی فیس‌بوک و توییتر بر بنیان خانواده

بر اساس نتایج تحقیقات راسل کلایتون، یکی از محققان دانشکده خبرنگاری دانشگاه میزوری آمریکا، افرادی که بطور مداوم از توییتر استفاده می کنند بیشتر در معرض جدایی از همسر خود قرار دارند. آمار خیانت در بین این افراد نسبت به افرادی که از این شبکه‌ها استفاده نمی کنند و یا استفاده آنها کمتر است، نیز بالاتر است.این محقق که پیشتر تحقیق مشابهی را در مورد تأثیر فیس بوک بر روابط زوجین منتشر کرده، معتقد است بر اساس نتایج این تحقیقات توییتر نیز تأثیر مشابهی را بر روابط زوجین دارد و باعث بروز مشکلات مشابهی در روابط بین مردان و زنان می‌شود.بر اساس تحقیق اخیر توییتر حتی از فیس‌بوک برای روابط خانواده مخرب‌تر است. کلایتون با اشاره به نتایج تحقیق قبلی خود در مورد فیس بوک، که تأثیر این شبکه اجتماعی را بر روابط زوجین با سابقه بالای آشنایی را کمتر از زوجین با سابقه کم آشنایی یا زندگی نشان می‌دهد عنوان کرد که توییتر بر روابط تمام زوجین تأثیر منفی دارد به گونه‌ای که حضور مداوم در این شبکه اجتماعی می تواند باعث بروز تنشهای شدید و حتی جدایی بین زوج‌های حتی با سابقه ازدواج بیش از چند 10 سال شود.

هورمون عشق، آدم را دروغگو می‌کند؟

نشان می‌دهد هورمون اکسی‌توسین که دانشمندان آن را با محبت و عاشقی مرتبط می‌دانند، احتمالا باعث می‌شود که افراد در مورد علایق خویش در ازدواج یا گروهی که در آن قرار دارند، دروغ بگویند.دانشمندان با انجام یک بازی که برنده آن مقادیری پول دریافت می‎کرد، به این نتیجه رسیده‎اند افرادی که مقداری اکسی‌توسین را از طریق تزریق دریافت کرده‎اند، بیشتر از کسانی که دارونما دریافت کرده بودند، احتمال دارد دروغ بگویند تا بتوانند برنده بازی شوند.وقتی که مردم عاشق می‌شوند ،غلظت هورمون اکسی‎توسین در خون به شدت افزایش پیدا می‌کند. این امر در هنگام شیردهی مادران هم رخ می‌دهد که به تقویت پیوند بین مادر و فرزند کمک می‌کند.در بخشی از این تحقیق ، دانشمندان از 60 مرد سالم که به نیمی از آنها این هورمون و به نیم دیگری از انها دارونما خورانده شده بود، خواستند که نتایج یک بازی شیر و خط را با استفاده از یک سکه مجازی پیش‌بینی کرده و یافته‌های خود را گزارش دهند. اگر آنها این نتایج را درست حدس می‌زدند، 40 سنت برنده می‌شدند ولی اگر حدسشان غلط بود چیزی عایدشان نمی‌شد.طبق این پژوهش آنهایی که سطوح زیادتری از اکسی توسین داشتند، در مقایسه با دیگر شرکت‎کنندگان که دارونما دریافت کرده بودند، با احتمال بسیار بیشتری دروغ می‎گفتند.

باهوش ها، خوب نمی بینند

پژوهش‌های صورت گرفته توسط پژوهشگران دانشگاه روچستر نشان می دهد، افراد با بهره هوشی (IQ)‌ بالاتر در مشاهده اشیاء بزرگتر و حرکات پس زمینه دچار ضعف هستند.افرادی که در آزمون های بهره هوشی نمرات بالاتری کسب می کنند، تنها باهوش محسوب نمی‌شوند، بلکه پردازش اطلاعات حسی آنها با افراد عادی نیز تفاوت دارد.پژوهشگران دانشگاه روچستر با نمایش تصاویر ویدئویی ثابت و متحرک بر روی صفحه نمایش رایانه، قدرت ادراک بصری افراد باهوش و معمولی را مورد ارزیابی قرار دادند.نتایج بدست آمده نشان می دهد، افراد با بهره هوشی بالاتر در مشاهده اشیاء بزرگتر یا حرکات پس زمینه‌یی دچار ضعف بوده و اغلب این تصاویر را نادیده می‌گیرند، اما برعکس در مشاهده اشیاء کوچک و در حال حرکت از تمرکز بسیار بالاتری برخوردار هستند.توانایی تمرکز برای جلوگیری از حواس پرتی و تفاوت در ادراک بصری برای مشاهده حرکات اشیاء کوچک، علت عملکرد مغزی بهتر افراد باهوش را توضیح می‌دهد

ریشه واژه‏های تفنگ و فشنگ

ریشه این دو کلمه جالب و شنیدنی ست. یکی از سلاح های بسیار قدیمی ، که هنوز هم در قبایل بدوی رایج است، عبارت بود از یک نی میان تهی که نیزه بسیار کوچکی در داخلش قرار می دادند و با فشار هوای داخل دهان نیزه را به سوی شکار پرتاپ می کردند. به این اسلحه فوتک یا “تفک” می گفتند به آن نیزه کوچک هم که فش فش کنان به سمت شکار می رفت “فشک” گفته می شد. بعدها این دو واژه با قرض گرفتن “نون” به تفنگ و فشنگ تبدیل شدند.

چرا مار سمبل داروخانه است؟

 

در مورد ریشه "آرم مار" به عنوان سمبل داروخانه ، دو اسطوره یونانی وجود دارد:داستان اول اینکه روزی اسکولاپ پسر آپولو سرگرم درمان مردی به نام گلائوکس بود که زئوس او را با آذرخشی از پای درآورده بود . ماری به اتاق او خزید و اسکولاپ مار را با عصایش کشت.مار دیگری به درون اتاق آمد و گیاهانی در دهان مار مرده نهاد و او را زنده کرد .سپس اسکولاپ از همان گیاه برای زنده کردن گلائوکس بهره گرفت .از آن پس مار نماد داروخانه و پزشکی شد .

داستان دیگری نیز هست که می گوید در شهر رُم بیماری طاعون آمد و مردم ماری را که در معبدی در بیرون شهر رم بود آوردند تا بیماری را از بین ببرد.مار هر جا حرکت می کرد بیماری را با نیروی جادویی خود از میان می برد . آنگاه به پاس کار آن مار در سر راه او جام شرابی نهادند تا از آن بنوشد . مار دور آن جام حلقه زد و از آن بالا رفت و سر در آن کرد و از آن نوشید و رفت . از آن پس ماری را که سر در جام شراب کرده به عنوان نمادی برای داروخانه برگزیدند.

ناصرالدین شاه و جغرافیای آمریکا

تا زمان ناصر الدین شاه مردم حتی خواص که مصدر امور بودند تصور می کردند که آمریکا در زیر زمین واقع است و اگر دویست ذرع چاه بکنند به آمریکا می رسند به طوری که معروف است که فتحعلی شاه از سرهار فورد جونس (اولین سفیر انگلستان) که برای تقدیم استوار نامه اش به کاخ گلستان آمده بود چنین می پرسد:"راستی آقای سفیر اینکه می گویند ینگه دنیا(آمریکا) در زیر زمین است حقیقت دارد؟ اگر من دستور دهم در این قصر یک چاه دویست ذرعی بکنند به ینگه دنیا خواهم رسید؟"مستر جونس با شنیدن این سئوال هاج و واج مانده بود و نمی دانست چه جوابی به شاه ایران دهد. وی در صفحه 191 سفرنامه خود در مورد این جریان چنین می نویسد:شاه اصرار عجیبی داشت تا بفهمد چگونه با زمین کندن به آمریکا می رسد و وقتی من گفتم که اصلاً ربطی به کندن زمین ندارد و ما با کشتی به آن مملکت سفر می کنیم ، فتحعلی شاه اوقاتش تلخ شد و گفت: معلوم می شود حواست پرت است. سفیر عثمانی در تهران برایم قسم خورد اگر دویست ذرع زمین را بکنیم به ینگه دنیا می رسیم.

حسین کرد شبستری کیست؟

تقریباً همه اهل کتاب و دست اندرکاران ادب فارسی کتاب مشهور "حسین کرد" را به اشتباه "حسین کرد شبستری" می نامند.حسین کرد نام شخصیت کتابی است به همین نام و متعلق به ادبیات داستانی طبقات عادی و عامی جامعه. وی شخصیتی است نظیر سمک عیار زرنگ، دلیر، مردم دوست، گول نخور، نیرومند و باهوش. متأسفانه این شخصیت در ایران به "حسین کرد شبستری " معروف شده و این ناشی از یک خطای دید است، زیرا که چاپ نخست آن که به صورت سربی منتشر شده بود، توسط ناشری در تهران به نام «شبستری» صورت گرفت و روی جلد این کتاب کلمه ی «شبستری» با خط درشت در زیر نام کتاب یعنی حسین کرد چاپ شده بود و بدین ترتیب مردم آن را «حسین کرد شبستری» خواندند. حال آن که کردستان با شبستر اصلاً ارتباطی ندارد و در هیچ کجای کتاب نیز از شهر شبستر سخنی در میان نیست. حتی در کتاب های نیز عبارت «حسین کرد شبستری» آمده است و مؤلفان این کتاب ها درنیافته اند که شبستری نام همان ناشری است که در خیابان ناصر خسرو تهران انتشاراتی داشته است و نام او در زیر نام کتاب آمده و سبب این اشتباه در حقیقت خنده آور شده است.

جهنم دره کجاست؟

اگر از شهر خوی در استان آذربایجان غربی به سوی چالدران از جاده ی زرآباد حرکت کنید در میان راه و در نزدیکی روستای قریس به منطقه‌ ی کوهستانی زیبا و خوش آب و هوایی خواهید رسید به نام "جهنم دره". امروزه جز کسانی که به قصد کوه نوردی و شکار به این منطقه ی کوهستانی می آیند، کمتر کسی برای گشت و گذار به جهنم دره می‌رود، زیرا محلی بسیار صعب العبور است.علت نام گذاری این منطقه به "جهنم دره" نیز همین است که این منطقه را کوه‌های بلندی در برگرفته و در دوران‌های گذشته نیز تا سال‌های اخیر پناهگاه کسانی بوده است که به دلایل گوناگون با حکومت‌های گوناگون وقت خود درگیری داشته‌ و در این منطقه ی صعب العبور از مردم عادی دور می‌شده‌اند و در آن جا پنهان می شده اند. "جهنم دره" هم به دلیل وضعیت کوهستانی خود و هم از نظر روانی به دلیل حضور این گونه افراد در آن جا برای مردم این منطقه جایی منفور و خطرناک بوده است. این منطقه در گذشته در مسیر جاده ابریشم قرار داشته است.

"طفیلی" و "خرافه" یعنی چه؟

«طفیل» (به معنای طفل کوچک) نام «طفیل پسر زلال کوفی» مردی از بنی امیه بوده است که هر گاه گروهی از مردم به مهمانی می رفتند، ناخوانده همراه آنان به مهمانی می رفت و او را "طفیل العرائس" نیز خوانده اند و از این رو در فرهنگ عربی طفیل به معنای ناخوانده بوده است. امروزه "طفیل" به شکل "طفیلی" درآمده است و به معنای انگل و سربار است.«خرافه» نیز نام شخص عربی بوده است که ادعا می‌کرد که جنیان و پریان او را دزدیده و به میان خود برده‌اند و او زمانی در میان آنان زندگی کرده است. اما مردم داستان‌های او را باور نمی‌کردند و از آن پس به هرچه که باورنکردنی بودند می‌گفتند "هذا حدیث الخرافه": یعنی این از داستان‌های خرافه است و از آن پس، خرافه به باورهای سست و بی‌بنیان گفته می‌شود.

خنده‏دارترین ترس‏های دنیا

"Alliumphobia" نام علمی ترسی است که به افراد خاص اطلاق می شود. این افراد معمولا بیشتر از هر چیزی از سیر ترس دارند. خوردن سیر برای این افراد می تواند بسیار خطرناک و حتی باعث مرگ آن ها بر اثر ترس شود. البته به غیر از انسان های خاص تنها خون آشام و پشه ها به سیر حساسیت دارند و همین باعث عجیب و خنده دار بودن این ترس می شود.

یکی از ترس های جالب که شاید خیلی از بچه ها در اولین روز مدرسه داشته باشند "Didaskaleinophobia" است. این ترس مانع از به مدرسه رفتن می شود. گاهی اوقات این ترس ها نشان دهنده کمبودهای ذهنی یا برخی مشکلات روانی در کودکان است اما همیشه اینگونه نیست و در پاره ای از موارد دور شدن از خانواده این ترس را به وجود می آورد. این بچه ها باید قبل از رسیدن فصل مدرسه آموزش دیده شوند.

همه انسان ها شنیدن خبر خوب را دوست دارند و برای آن لحظه شماری می کنند اما افرادی که به "euphobia" مبتلا شده باشند نمی توانند خبرهای خوب را بشنوند زیرا از آن واهمه دارند و باعث آشفته شدن حال آن ها خواهد شد. برای این افراد خبر خوب یعنی سمی بسیار قوی و معمولا از آن فرار می کنند اما بادرمان های روانشناسی تا حدی قابل کنترل است.

اگر دقت داشته باشید نوشتن کلمه های بلند بسیار سخت است و یک کلمه بلند می تواند اشتباهات بسیاری را نیز به همراه داشته باشد از این رو همه ما ترس خاصی از کلمه های بلند داریم که به آن "Hippopotomonstrosesquipedaliophobia" گفته می شود. سعی نکنید که این کلمه را بخوانید چون احتمال دارد ترس از کلمه های بلند در شما هم وجود داشته باشد و خواندن این کلمه رو با اعصاب و روان شما بازی کند.

ارزانترین نوشابه شفابخش

آب بعد از اکسیژن مهمترین عامل ادامه حیات برای موجودات زنده است.ما می‌توانیم هفته‌ها بدون غذا بمانیم اما بدون آب فقط چند روز زنده خواهیم ماند. آب یکی از ترکیبات اصلی بدن است که تقریبا حدود 60 تا 70 درصد وزن بدن انسان را تشکیل می‌دهد و هم در داخل و هم در خارج سلول‌ها وجود دارد و به همین دلیل برای انجام وظیفه سلول‌ها، وجود آب کافی در بدن حیاتی است. اگر قصد کاهش وزن دارید خوب است بدانید که نوشیدن آب موجب افزایش متابولیسم بدن می‌شود و به شما کمک می‌کند تا بیشتر احساس سیری کنید.آب، انرژی بدن را افزایش می‌دهد .آب، استرس را کاهش می‌دهد. آب،‌ عضلات را تقویت می‌کند .آب، پوست را تغذیه می‌کند .آب، سلامت دستگاه گوارش را تامین می‌کند .آب، خطر تشکیل سنگ کلیه را کاهش می‌دهد .

ویتامین‏های برای کمک به کبد

در تحقیقات جدید بررسی شده است که مشکلات و بیماری‌های کبد تغذیه ناصحیح است بنابراین توصیه می‌شود که باید با کبد درست رفتار شود.بعضی از مواد غذایی مانند آنتی اکسیدان‌ها که سیستم ایمنی را تقویت می‌کند برای سلامت کبد نیز موثر است که از جمله آن ویتامین E و D است.یکی دیگر از مواد غذایی مفید برای کبد امگا3 است که در غذاهای دریایی و ماهی‌های آب‌های آزاد یافت می‌شود.ویتامین D در خوراکی‌های دریایی وجود دارد اما از طریق نور خورشید و تماس مستقیم آفتاب با بدن هم می‌تواند تاثیر خود را بگذارد.ویتامین E هم در جوانه گندم، کاهو و بعضی از مغز‌ها وجود دارد که توصیه می‌شود اگر این ویتامین‌ها به صورت غذا دریافت نشد با تجویز پزشک به صورت مکمل استفاده شود.رعایت رژیم غذایی به خصوص استفاده از آنتی اکسیدان‌ها که در میوه‌ها و سبزیجات فراوان وجود دارد برای سلامت کبد ضروری است زیرا اگر کبد به وضعیت نگران کننده برسد و درمان نشود به پیوند کبد منجر خواهد شد.

چهار دلیل اصلی کمر درد

محققان چهار دلیل اصلی کمر درد را استرس، نشستن های طولانی مدت، کمبود ویتامین بدن و یبوست عنوان کرده اند. استرس می تواند عامل بروز انواع دردها، بیماری ها و اختلالات باشد. کمردرد گاه نشانه استرس بیش از حد به ویژه در قسمت فوقانی کمر است.استرس باعث سفت شدن عضلات در تمام بدن، کاهش جریان خون به آن قسمت ها و تراکم اسیدها در عضلات می شود که در پی آن درد در آن قسمت ایجاد و یا تشدید می شود. بیشتر کارمندان ساعت های طولانی از وقت خود را مقابل رایانه یا میز کار سپری می کنند. نشستن طولانی مدت علاوه بر این که باعث پایین آمدن میزان سوخت و ساز بدن و افزایش وزن می شود، افزایش دردهای استخوانی از جمله کمردرد را به همراه دارد.این درد به علت رسیدن اکسیژن کم به عضلات ایجاد می شود که باعث سفت شدن و ایجاد ناراحتی در این قسمت می شود. کمبود ویتامین می تواند مشکلات فراوانی از جمله کمردرد به وجود بیاورد. به عنوان مثال، ویتامین D که با نور خورشید ارتباط دارد، این روزها اغلب به مواد غذایی مانند شیر افزوده می شود تا از بروز عوارض ناشی از کمبود این ویتامین پیشگیری شود.ویتامین D به طور چشم گیری کمردرد شدید را در مبتلایان کاهش می دهد. از آن جا که ویتامین ها برای عملکرد طبیعی بدن لازمند، هر نوع کمبودی می تواند منجر به کمردرد شود یبوست از قسمت روده تحتانی که به احتمال زیاد انسداد در آن جا وجود دارد، به کمر فشار وارد می کند.اگر یبوست یک مشکل مزمن باشد، این فشار مداوم روی قسمت تحتانی کمر می تواند مشکلات زیادی ایجاد کند و پس از رفع یبوست، کمردرد ادامه پیدا کند.یبوست مشکل شایعی است که با افزودن فیبر در برنامه غذایی و بالا بردن مصرف آب و ورزش کردن قابل درمان است. باید دانست که مصرف داروها اثر کوتاه مدت دارد از این روز لازم است که شیوه زندگی خود را تغییر دهید.

شگفتی‏های بدن انسان

1-رشد دوباره معده: این ادعا تا حدودی فلسفی به نظر می‌آید اما هر سه تا چهار روز یک معده جدید در بدن رشد می‌کند. این به دلیل آن است که جداره معده به طور مدام با سلول‌های جدید جایگزین می‌شود. در حقیقت معده به طور مرتب لایه‌های جدیدی تولید می‌کند تا این عضو بواسطه ترشح اسیدهای موجود از بین نرود.

2-رباط ناشناخته در زانو: بدن انسان به میزانی پیچیده است که حتی پس از گذشت قرن‌ها از کالبد شکافی، محققان همچنان به کشف اعضا و بخش‌های جدید آن می‌پردازند. در ماه نوامبر سال گذشته میلادی (2013)، محققان بلژیکی از وجود نوعی رباط در زانو با عنوان رباط قدامی خبر دادند. این رباط در سال 1879 میلادی توسط یک جراح فرانسوی کشف شده بود اما وجود آن تاکنون تایید نشده بود. کشف این عضو از زانو می‌تواند در تشخیص و درمان برخی آسیب‌های زانو موثر باشد.

3-لایه‌ی دوآ: محققان در بررسی دیگری توانسته‌اند عضو جدیدی در بدن را که پیش از این ناشناخته بوده شناسایی کنند. این لایه نازک و محکم با 15 میکرون ضخامت در پشت قرنیه قرار دارد. شناسایی این لایه به پزشکان کمک می‌کند در تشخیص برخی بیماری‌های چشمی که از آسیب این لایه ناشی می‌شوند دقت بیشتری داشته باشند.

4-دنده‌های اضافی:انسان به طور معمول در هر سوی قفسه سینه 12 دنده دارد اما برخی افراد دارای یک دنده اضافی هستند که می‌تواند موجب بروز مشکلات سلامتی شود. این دندان اضافی که دنده گردنی نامیده می‌شود، در 0.05 تا 3 درصد افراد مشاهده می‌شود. این دنده از انتهای گردن رشد می‌کند و گاهی اوقات به طور کامل شکل نمی‌گیرد و در صورتی که این دنده در نزدیکی رگ‌های خونی یا رگ‌های عصب قرار گیرد می‌تواند مشکلاتی را برای سلامت فرد بوجود آورد.

5-ماهیچه‌های تکان‌دهنده گوش:گربه‌ها، سگ‌ها و برخی از انسان‌ها قادر هستند با استفاده از گروهی ماهیچه به نام «عضله گوشی»، گوش‌های خود را تکان دهند. این ماهیچه‌ها به گوش کمک می‌کنند تا بتواند به جهت‌های مختلف حرکت کند. اگرچه در تمامی افراد این ماهیچه‌ها وجود دارد اما تنها حدود 15 درصد از مردم قادر هستند گوش‌هایشان را تکان دهند.

6-بشره:بشره‌ها لایه سخت پوستی هستند که در پایین ناخن‌ها و محل اتصال ناخن با انگشت‌ها قرار دارند. در زیر این لایه، ناخن‌های جدید شکل می‌گیرند. اگرچه این بخش از بدن غیرقابل دیدن است اما به هر حال از ورود باکتری و آلودگی به بدن جلوگیری می‌کند.

7-استخوان لامی معلق:این استخوان که تنها در بدن انسان وجود دارد تنها استخوانی است که به استخوان دیگر متصل نیست. این استخوان که به شکل نعل اسب است در گلو و بین چانه و غضروف تیروئید قرار دارد. به دلیل موقعیت مکانی آن، این استخوان با حنجره و زبان کار کرده تا بخشی از آواها تولید شود.

8- دنبالچه:دنبالچه از ترکیب مهره‌ها ایجاد می‌شود. این عضو بدن به عضلات کوچک لنگری‌شکل کمک کرده و از اعضای لگن خاصره حمایت می‌کند. هر چند در بسیاری از موارد دیده شده این قسمت از بدن با عمل جراحتی خارج می‌شود و مشکلی برای فرد بوجود نمی‌آورد.

9-محو شدن استخوان‌ها: سیستم اسکلتی بدن انسان سرشار از نکات اسرار آمیز است. بزرگسالان نسبت به کودکان استخوان‌های کمتری دارند. در شروع زندگی 350 استخوان در بدن وجود دارد اما به دلیل آنکه برخی استخوان‌ها در طول رشد با یکدیگر ترکیب می‌شوند در دوران بزرگسالی تعداد آنها به 206 قطعه می‌رسد.




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393

هوای رفتن
این روزها در هوای رفتن نفس

              

              میکشم.......

 

        میروم   ؛ یادم بخیر




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393

یادم باشد





نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393

تقدیم به ایرانیان

آموزه های زیبا                                     

1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
2. قبل از جواب دادن فکر کن
3. هیچکس را تمسخر مکن
4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
5. خود برای خود، زن انتخاب کن
6. به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو
7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی
15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
22. هرگز ترشرو و بدخو مباش
23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین
26. چالاک باش تا هوشیار باشی
27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند





نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393

انصراف ......






نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393

عجب ...........

       وجدانا جون فردی ! فدایی داری رئیس جمهور باحال!



سیل زیر نویس تلویزیون در اهمیت انصراف از یارانه آدم رو می ترسونه که :

با این وضعی که پیش آوردن احتمالا تا چند روز دیگه بگن :

من أنصرف من الیارانةِ فلهُ الجنة ;

هر کس از دریافت یارانه انصرافه دهد بهشت بر او واجب می شود !!!

چند روز بعدش :

من الذی هو یکتسب الیارانة لا دین له ;

کسی که یارانه دریافت میکند دین ندارد !




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393

یادش بخیر

یادتون هست دهه ی شصت را...........


دهه شصت يعنی . . . !

یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی

یعنی ویدئو قاچاق

یعنی آتاری و میکرو

یعنی فخرفروختن با کتونی میخی..!

یعنی تلویزیون سیاه و سفید

یعنی کپسول بوتان و پرسی

یعنی نوار کاست

یعنی خریدن قارا بشکن و لواشک از سر کوچه ی مدرسه

یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی...

یعنی نیمکت سه نفره

یعنی چوبین و زبل خان

یعنی تیله بازی

یعنی سریال اوشین

یعنی نامه پسر همسایه

یعنی من

یعنی تو




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393

ایراق


http://s2.picofile.com/file/7590877739/amirxee_blogfa_com.gif

سن ایراق اولدی و من چاره یوخوم

                    

                   دا بیگون ؛ امیدی دیفاره یوخوم

 

باخمه ما آقلمینم ؛ دریلیگوم

 

                       من به غیره سن آواره؛ یوخوم

 

 





نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393

اوشاقلیک خاطره سی

اونــــده که اوشاقیک و آتمز آقاجیــی

اوینمـــاقمز یری: کندال و قره قاجیـی



ننه لر دیردله که: گونه کان ریشه واری

بوه لر دیردله: فرهــــادمز تیشــــه واری



آنه لر دیردله قـــــــصه ی آلـــــــــــــا زنگی

اوخی چنده گوریردک روزگاری رنـــــــــــگی



بز ایق دوتدک و رشد ادک و دوران گــــــــدی

گر نه جور الدی و دنیا بزمنن نـــــــــــــــــــدی



بز بیگون تاریخنن ســــــــــواش ائیرک که بلک

ازومز - بوه لمز حـقنی دنیائـــــــــــــــــــــن آلک



بز اگر بیربیرنن اولک - بــــــــــــــــلی که اوترک

اندنه نه جوری حــــــــــــــــــقمزی بزلر دوترک؟




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393

تبعیدگاه سیب دزدان سلحشور
مای سیتی نیم ایز جونقان بتر آف نیشابور

                        شهر من است؛ عشق من است این چاله ی نور



شهری که تنها میتوان درباره اش گفت:

                                       فیروزه ای است و پر از عرفان و انگور



چون پایتخت کشور عشق است اینجا

                                     تلفیقی از مردانگی؛ جهل و شر و شور



میخواهم امشب اعترافی کرده باشم:

                                           با نام شهر جونقان هستیم مغرور


یک روز حوا شاه بود و من وزیرش

                                             فرمانروای باغ زیبایی پر از حور



ممنوعه ی این باغ سیبی بود بس سرخ

                                      سیبی که دل را وسوسه میکرد از دور



این سیب را آهسته تا دزدیدم از باغ

                                         شد سرنوشتم یک مثل؛ نور علی نور


افتادم از هفت آسمان بر خاک ناگاه

                                       بر خاک شهر جونقان؛ این خاک مغرور


این تکه از جغرافیا مثل بهشت است

                                              تبعیدگاه سیب دزدان سلحشور


القصه تا لایق شوم پیشت بمان

                                    از عشق تو شاعر شدم ای شهر پر شور



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393

سرزمینم:جونقان همیشه زنده

گونـــــــــــــه کان سلام! قلبم چقیه

شعر بو نوبت بی زایــــــــــــی داقیه



قوربان داشلی و داغلی گونــــه کان!

قوربان تورپاق و باغلــــــــی گونه کان!



گونه کان! جهانبینـــــــــه آن دوشیرم

شعرمی ایری داغنــــــــــــــدن یازیرم



گونه کان تاریخ سن ریـــــــــــشه واری

فرهادی من بلیرم تـــــــــــــــیشه واری



گونه کان !تاریخیـــــــــــــــــه آن دوشیرم

شـــــــــــــــــــــــــعرمی صداقتنن یازیرم



گونه کان! سنی که افتــــــــــــــــــخار بز

سنی افتخاری اعــــــــــــــــــــــــــتبار بز



دردی دوتمیش بزی که چاره یــــــــــخی

ازمـــــــــــــــــــز چنــده اوترماق و اوخی



دردمز خیــــــــــــــــلی بییگده گونه کان!

البته بوجور دیـــــــــــــــــــــــردک او زمان



گونه کان! قدیمیکـــــــــــــــــلر گدمیشله

بـــزی بو قوردنن ول ادمـــــــــــــــــــیشله



قورد مشکـــــــــــــــــــلات وورمیش قاشه

باشمز هاچن دا ووره داشــــــــــــــــــه؟؟



گونه کان سنی که افتـــــــــــــــــــخار بز

سنی افتخاری اعتبـــــــــــــــــــــــــار بز



گونه کان سالدارانـــــــــــــــه آن دوشیرم

همیشه بــــــــــــــــــــــو فکرنن من یاتیرم



کسممز قدیمکیله بارتی اولـــــــــــــــــــــه

خلقمز بی یول داقی دوشـــــــــــــــه یوله



گونه کان تاریخ سن ریـــــــــــــــــشه واری

بیکولی صاحــــــــــــــــــــــب اندیشه واری



گونــــــــــــــه کان!مشروطه آز زاد که دئیه

ایــــــــــــــــــــــران تاریخی بدون بو نئیه؟



گونکان مبارزی خانـــــــــــــــــــــــــــــلرنن

بو همه بدخواه و دشمنـــــــــــــــــــــلرنن



گونه کان! بی آد واری ریـــــــــــــشه واری

اولئن که ایندی گدمیشلـــــــــــــــــه واری



گونه کان!گناه واری نســـــــــــــــــــل جوان

نسل بیکار و فرامـــــــــــــــــــــــــوش زمان



گونه کان! جوانلری فکــــــــــــــــــری واری؟

فکر بدبخلیگ و بیکــــــــــــــــــــــــاری واری؟



گونه کان!قلعه واری پیـــــــــــــــــــــــــر اولیه

اوخیمزدن واری دلگیر اولــــــــــــــــــــــــــــــیه



ننه یاش تکماقی بی دلیـــــــــــــــــــــــــل دیه

غصه ی اوشاق ننه ئی پیر ایــــــــــــــــــــــــــه



گونه کان! یاشمـــــــــــــــــــــــــــزی آره که بز

عین بی اوشاقک و ســـــــــــــــن ننه مــــــــز



ننه! من دلگیرم باخ یاشـــــــــــــــــــــــــــــــمه

ننه! بی مرهم باقــــــــــــــــــــــــــــله باشمه



گونه کان بو دردلئی کیـــــــــــــــــــــمه دی ام؟

گونه کان ! تا هاچنه غصه یــــــــــــــــــــــی ام؟



گونه کان! ایـــــــــــــــــــــــــــراق اولدک سندن

بلیرم ســـــــــــــــــــــــــــــــــن گله واری مندن



گونه کان! قدیمکیلـــــــــــــــــــــــــــــر یادی بخیر

ارلی بییگلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــیگ و آیی بخیر



گونه کان! سالار استانــــــــــــــــــــــــــــی سن

کیم دمیش بی جوق پر قانـــــــــــــــــــی سن؟



گونه کان! قــــــــــــــــــــــــــــــــــوربان او ابهتی

قوربان جســــــــــــارت و صــــــــــــــــــــــداقتی



صحنلیوندله جســـــــــــــــــــــــــــــــــــور ارلیی

شلووندله اتحـــــــــــــــــــــــــــــــــــادو ال لیی



احمدی؛فدائـــــــــــــــــــــــــــــــــی و امانی لر

کریمیِ ؛نصیـــری و زمانـــــــــــــــــــــــــــی لر



گونه کان! تات محمد اوشــــــــــــــــــــــــــاقلیی

که چاقادله یـــــــــــــــــــــــــــــــــــازیه خان لیی



گونه کان! ترابـــــــــــــــــــــــــــی لر؛ کیانی لر

افشاری؛اسدی و نیـــــــــــــــــــــــــــــــازی لر



گونه کان!قدیمــــــــــــــــــــــــــکی لر سابقسی

او فامیل لئـــــــــــــــــــــــــی که یادن چـــــخسی





گونه کان! لــــــور اسیـــــــــــــــــوندلر و بز


قردیــــشک - گره یـــــــــــمیش تاریخـــــــــمز



گونه کان! بقشـــــــــــــــــــــــــــــــله دلگیرک

بز بی گون مشکلنــــــــــــــــــــــــــن درگیرک



گونه کان ! ال وریرک بیربیـــــــــــــــــــــــره بز

تا اولک بز افتخار کنــــــــــــــــــــــــــــــــــدومز



گونه کان !سنی که افتخـــــــــــــــــــــــــــار بز

سنی افتخاری اعتبار بــــــــــــــــــــــــــــــــــــز



گونه کان تاریخ سن ریشــــــــــــــــــــــــــه واری

فرهادی من بلیرم تیــــــــــــــــــــــــــــــشه واری




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393

تقدیم به جونقان
ای جونقان؛ ای سرزمین پاک خورشید *** ای کز فراز قله ات دنیا توان دید

ای شهر پر از لاله و مهد تمدن *** ای دشتهایت پر ز محصولات گلبن

در چهارمحال و بختیاری جای داری *** بهتر ز کل شهرهای بخش لاری(1)

هر قسمتی از خاک تو گویای رازی ست * هرتپه و هر کوه تو مطرب به سازی ست

در چشمه صالح آب آن نوشین و شیرین *** مانده به یادگار؛ از اجداد دیرین

باشد مثال استواری سالداران *** مهد دلیری بوده اندر روزگاران

در تنگ درکش ورکش این شهر زیبا *** فصل بهاران چون شود؛ آنجاست غوغا

آن طاقهای سنگی و معماری بکر *** افشا کند فرهنگ ناب و تیزی فکر

هر لر که آمد شهر ما ترکی زبان شد *** ترکی؛ زبان از بهر اولاد امان شد

ما گر کنار مرزهای غرب بودیم *** اعراب را ترک مسلم می نمودیم

باکی نداریم ار که دنیا یار مانیست *** از بهر کار او تملق کار ما نیست

مشروطه خواهی پیشه کردیم و بدیدند *** مردان اینجا داد مظلومان رسیدند



اینجا دیار رادمردان است ایران! *** این جونقان فرزند توست مهد دلیران

ای جونقان! خوش باش وخوش زی تاتوانی **بهرت سروده شعر: جهانگیر زمانی



1: بخش لار: از محال چهارگانه ی چهارمحال: لار/کبار/ میزدج/ گندمان



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393

تفاوت دنیاها
تک تک ما در دنیاهایی مجازی زندگی می کنیم ، هر یک در دنیایی انحصاری

، متمایز و متفاوت با دیگران . دنیای هر یک از ما قوانین و معادلات خاص

خویش را دارد. بنابراین قوانین دنیای من با دنیای تو یکی نیست.و چون

همین قوانین تعیین کننده مسیر زندگی ماست پس کیفیت زندگی من و تو

با هم فرق می کند. این راز تفاوت کیفیت زندگی انسانهاست : < زندگی ما

باهم تفاوت ساختاری دارد چون هر یک از ما در دنیایی کاملا متفاوت زندگی

می کنیم> اما ادامه این راز تکان دهنده تر و حیرت انگیز تر است: کیفیت

باور و ایمان ما خالق دنیایی مجازیست که باید زندگیمان را در آن برگزار کنیم.

دنیایی مجازی که تفسیر ما از حقیتی است که خود آن را چنان باور کرده ایم

که حقیقتی محض اما منحصر به ما باشد. پس شگفتی نیست اگر حقیقت

دنیای تو ، در دنیای من دروغی شاخدار باشد. چرا که هریک از ما در دنیایی

انحصاری و متفاوت زندگی می کنیم. نوع باور وایمان ما تفسیر کننده

دنیایمان و تعیین کننده کیفیت زندگی خواهد بود و ...." تقدسی در داستان

افسون کننده و حیرت آور "




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه ششم فروردین 1393

خدا کمکمون کنه


عکس های جالب ایرانی ، 16 آبان 1392 (38 عکس)




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392

خدایا

خدایا

من نه آنقدر خوبم که کمکم کنی و نه آنقدر بدم که رهایم کنی

میان این دو گمم

هم خود را و هم تو را آزار می دهم

هرچه تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو می خواهی و

هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی

بی تو تنهای تنهایم

هیچگاه رهایم نکن.


آمین




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392

خدایا

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟


برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،


انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است...


خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و:


قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن...


قبل از اینکه بنویسی » فکر کن...


قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش..


قبل از اینکه دعا کنی » ببخش...




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392

خداحافظ زمستان

خدا نگهدار ای مظلوم ترین فصل ها
ما را ببخش!

سرمایت را دیدیم... پاکی و سپیدی ات را نه...

دلگیری می دانم! یک رنگی ات را ارج ننهادیم... و غرق چند رنگی بهار

شدیم...

ما انسانها همینیم... یک رنگها را دوست نداریم...



مبهوت و غرقِ رنگهای پر ریا می شویم...

ما راببخش!

ندانستیم... آب رنگ... نقاشی بهار را از قطرات برف و باران تو... توان

کشیدن دارد...


ما راببخش!

عطر گل یخ را... که عطر آگین وجود توست...

فراموش کردیم...

خدا نگه دار فصل تنهای من... می دانم سال دیگر می آیی... بعد از اشک

ریزان پاییز... به پیشواز... نه عیدی داری و نه عیدانه ای...

نمی دانم هستم تا بار دیگر ملاقات کنیم یکدیگر را


اما تو هستی
  ومیایی ...

ما را ببخش!
که ندانستیم... اگر هیزمی روشن ،گرمایی را در خانه مان ميشود ... این

گرما مدیون حضور توست...


آدم برفی مهربان با تو معنا می گیرد... آغوش گرم , با تو تصویر میشود...


خداحافظ زمستان عزیزم... خداحافظ تا سالی دیگر...



نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392

بیاد شعر کارنامه

بيست

آن نهايت غرور مدرسه


افتخار بچه‌ها

پادشاه سرزمين نمره‌ها

سايه‌اي كه هيچ‌وقت

روي كارنامه‌ام نمي‌نشست؛

من رفوزه مي‌شدم

جاي من به اصطلاح

گوشه سياه كوزه‌ها

البته

جاي دنج و ساكتي‌ست

خلوتي براي شعر و شاعري

دور

از سر و صداي هر چه بيست؛

بگذريم

كارنامه‌ام هميشه گند بود

گوش من پر از صداي سرزنش:

- دور درس و مدرسه از اين به بعد

خط بكش!

-كو كجاست آن كتاب و كيف و دفترت؟

خاك بر سرت!

تنبل كلاس!

عاقبت

هيچ كاره هم نمي‌شوي

حيف آن لباس!

گاه هم صداي پند بود

در خيال من ولي

۸، ارتفاع كارنامه‌ام

قله بود

۵، خنده‌دار و چاق و چله بود

۲ شبيه ۳

پله پله بود

۷ من دو بال داشت

آرزوي پر كشيدني محال داشت

۱، درخت بود

گرچه باورش براي همكلاس‌ها

يا معلمم هميشه سخت بود

واقعا ۴ و۶ دو جوجه نيستند؟

جوجه‌هاي كوچكي كه هر دو باز

آن نوك طلايشان

توي كارنامه‌اي كه هست

چند دانه ـ0ـ هم برايشان!

در كلاس

پشت نيمكت كه نه

روي پاره‌هاي ابر مي‌نشستم و

شعر مي‌نوشتم و

باد هم به جاي من نمي‌رسيد

از تمام درس‌ها

تك به تك

نمره‌هاي بد

نمره‌هاي تك

گاه صفر مي‌گرفتم و

هيچ‌كس ولي به لحظه‌هاي من نمي‌رسيد.




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392

خلایق

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت


که ناآگاهانه به زنی تنه زد ..


زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد ..


بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد


تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی

کرد و در پایان گفت :


مادمازل من لئون تولستوی هستم ..


زن که بسیار شرمگین شده بود، عذر خواهی کرد و گفت :


چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟!


تولستوی در جواب گفت:


شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من

 

مجال این کار را ندادید!!




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392

ارام بگیر

دنیا را بغل گرفتیم، گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد. خوابمان برد بیدار

شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم


    ♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢                  


اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند دیگر گوسفند

نمی درند به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...


♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢


مي داني ... !؟ به رويت نياوردم ... ! از همان زماني كه جاي " تو " به " من


" گفتي : " شما " فهميدم پاي " او " در ميان است ...


♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢


می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .


عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین،


شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .


تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب


بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!


♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢


این روزها به جای" شرافت" از انسان ها فقط" شر" و " آفت" می بینی !



♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢


راســــــتی،دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!


"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب


♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢


وقتی کسی اندازت نیست دست بـه اندازه ی خودت نزن...


♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢


می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا


کنند ...


♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢


می دانی!یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است و


بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز


بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال


ســوت بزنی در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت


صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند !!!


♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢


مگه اشك چقدر وزن داره...؟ که با جاري شدنش ، اينقدر سبک مي شيم...


♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢♦♢


من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ... یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو


میشمردم ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ... و هوای


دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!!! *




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392

شعری از آزادترین مرد ایرانی در دهه هشتاد


به ساعت نگاه مي كنم:
حدود سه نصفه شب است
چشم مي بندم تا مبادا چشمانت را از ياد برده باشم
و طبق عادت كنار پنجره مي روم
سوسوي چند چراغ مهربان
وسايه هاي كشدار شبگردانه خميده
و خاكستري گسترده بر حاشيه ها
و صداي هيجان انگيز چند سگ
و بانگ آسماني چند خروس
از شوق به هوا مي پرم چون كودكي ام
و خوشحال كه هنوز
معماي سبز رودخانه از دور
برايم حل نشده است
آري!از شوق به هوا مي پرم
و خوب مي دانم
سالهاست كه مرده ام




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392

جملاتی زیبااز شکسپیر

آنان که پیروز می شوند همان هایی هستند که از مشورت دوستان بهره می برند.
.
.
.
سعادتمند کسی است که به مشکلات زندگی لبخند بزند.

.
.
.
به دختران در کودکی شیر سگ دهید ، شاید در بزرگی وفا بیاموزند!

.
.
.
اگر کسی یکبار به تو خیانت کرد ، این اشتباه از اوست؛ اما اگر کسی دوبار به تو


خیانت کرد این اشتباه از توست!

.




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392

مادر
تقدیم به مادران تندیسهای محبت و ایثار:

 

یکی از دوستان من بیان می کرد که مادرش به او گفته هر وقت زنی را


پیداکردی که مثل مادر به تو عشق بورزد، همچون مادری که وجود و


زندگی اش را نثار فرزندش می کند، فوراً با آن زن ازدواج کن. دوستم


نزدیک به 50 سال دارد و هنوز ازدواج نکرده است.


-سه زن در دنیا زیبا هستند:


1.مادرم


2. تصویر مادرم در آینه


3. سایه ی مادرم





نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392

تو هم با ما نبودی..........

 

آوار

 

تو هم با من نبودی


مثل من با من


و حتی مثل تن با من


تو هم با من نبودی


آن که می پنداشتم بايد هوا باشد


و يا حتی گمان می کردم اين تو


باید از خيل خبرچينان جدا باشد


تو هم با من نبودی

.

تو هم از ما نبودی


آن که ذات درد را بايد صدا باشد


و يا با من ٬ چنان هم سفره ی شب


بايد از جنس من و عشق و خدا باشد


تو هم از ما نبودی

.

تو هم مومن نبودی


بر گليم ما و حتی در حريم ما


ساده دل بودم که می پنداشتم


دستان نا اهل تو بايد


مثل هر عاشق


رها باشد ...


تو هم از ما نبودی يار


ای آوار


ای سيل مصيبت بار ...





نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392

گر مرد

گر مرد رهی؛ غم مخور از دوری و دیری

 

 

دانی که رسیدن هنر گام زمان است.




نويسنده : جهانگیرزمانی جونقانی تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392


.:: This Template By : temkade.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به جونقان(مهد راد مردان راست قامت ) مي باشد.